هارمونی ۱
با روی پوست ، نفس می کشم
امشب ، ماه
از کدئین زیباتر است
هارمونی ۲
( در فاصله ی دو تحریر )
مثل اینکه دستم روی پارچه ای بمانَد پُر گره / روی پارچه ای پُر گره
از لمس ِ بافت / رها می شوم
...
باران را یکی یکی در اجسام ِ مات فرو کن
تا برای دریایی
خالی از آفتاب گردان
سطری بلند بنویسم
می خواهم روی " کلاوسَن " پرنده ای بنشیند که آواز وُ کوک بلد نیست
اگر صدا کمک کند متولد شوم
آرشه را بر سطح آب خواهم کشید
وَ برای فراموش کردن ات
به درختی پناه خواهم برد
که شکل ِ شاهنامه نباشد .
دنیا روی آب ریخت وُ بی شکل رفت
خاک می پاشم گم اش کنم ، با تاریکی های فیل بمانم / در گره ِ ابرها فرو بروم
در زمهریر وُ عطر ِ مارچوبه بپیچم
به یاد بیاور وَ فراموش کن !
چگونه از آن شیار
کمی به آفتاب رسیدم / کمی به زاویه ی پَر / کمی به طلوع ِ کلاغ
دنیا روی آب ریخت وُ بی شکل رفت
نگاه کن !
به کوزه های سفالین می رَویم
وَ من نمی توانم بیش از یک غروب ،
نجات ات دهم .
دیماه ۸۷

آن سکستون ( Anne Sexton )
بوسه و خودکشی
آن سکستون – شاعر مطرح آمریکایی، از پیشگامان مکتب اعتراف (Confessional poetry ) ومعاصر ِ شاعرانی نظیر سیلویا پلت – در ماساچوست زاده شد. بیشتر دوران زندگیاش را در حوالی بوستون گذراند. در ١٩٤٥ به مدرسهی شبانه روزی ِ Rogers Hall در ایالت میشیگان رفت. مدتی به عنوان زنی جوان در آژانس Boston's Hart مدل بود. در سال ١٩٤۸ در پی رابطهای عاشقانه با آلفرد مولر معروف به "کایو" از محل اقامت خود گریخت. در سالهای آغازین دههی ٧٠قبل از جداییاش از کایو، از او صاحب دو فرزند شد (لیندا گری سکستون و جویس سکستون که بعدها به خاطرهنویسی و رماننویسی روی آورد).سکستون در بسیاری از نوشتههایاش صادقانه از نبرد خود با بیماری اعصاب که بخش عمدهای از زندگیاش را با آن درگیر بود، صحبت کرده است. اولین حملهی عصبی او در سال ١٩٤٥ و دومین آن در ١٩٥٥ به وقوع پیوست. پس از آن، به تشویق دکتر مارتین اورن – پزشک و درمانگرش در بیمارستان گلن ساید – به سرودن شعر پرداخت. چندی بعد در اولین کارگاه شعر تحت نظر جان هولمز، شروع به فعالیت کرد. در پی تجربههای موفقیتآمیز و چشمگیر ِ شاعرانهاش، از سوی رسانههای مطرحی مثل نیویورکر، Harper's Magazine و Saturday Review مورد توجه قرار گرفت. بعدها نیز استادش W. D. Snodgrassزندگی شاعرانه و آثار او را ستود. این فرد با شعر تأثیرگذار ِ خود با نام (Heart's Needle ) منبع اصلی الهام سکستون در سرایش شعر (The Doble Image) شد. شعری که سکستون در خلال آن به تشریح روابط چندگانهی نسلها بهویژه روابط میان مادر و دختر پرداخته است.
مدتی بعد، همکاری سکستون با فردی به نام Maxine Kumin آغاز شد. این دو با سختگیری و دقت آثار یکدیگر را مورد نقادی قرار میدادند. همکاری این دو، همچنین به تألیف چهار کتاب دربارهی کودکان انجامید.
سکستون، مدتی نیز همراه با سیلویا پلت در کارگاه شعر رابرت لاول، حضور یافت و بعدها، خودش در کالجی در بوستون به تدریس شعر پرداخت. در اواخر ١٩٦٠ و اوایل ١٩٧٠ میلادی، رفتهرفته نشانههای بیماری شیدایی (مانیا) در او بارز شد و تأثیر زیادی بر زندگی و سرودههایاش به جای گذاشت. با این وجود، کماکان مینوشت، منتشر میکرد و آثارش با استقبال دوستداران کارهایاش روبهرو میشد. ناقدان آثار سکستون بر این باورند که تلاشهای او علاوه بر شعر، در نقد شعر و مقالات مرتبط با هستیشناسی زن نیز قابل تأمل است.
آن سکستون، پس از سر و کله زدنهای بسیار با زندگی، سرانجام در سال ١٩٧٤، با گاز مونوکسید کربن خودکشی کرد و در بوستون ِ ماساچوست به خاک سپرده شد. «بوسه» یکی از سرودههای مشهور اوست.
( The Kiss )
بوسه
دهانام مثل شکافی گل میدهد
همهی این سالها، ملالتبار، خطا کردهام
شبهایی که در آن، جز زِبری ِ آرنجهایام چیزی نبود
وَ [جز] جعبههای ظریف دستمال کاغذی به اسم "نینی کوچولو"
نینی کوچولو ! توی احمق!
قبل از امروز، تنام بیهوده بود
و حالا در گوشههای زاویهْدارش، از هم میدرد
کهنهْجامههای مریم عذرا را کوک به کوک از هم میدرد
و نگاه کن!
حالا آن جامهی تباه، پُر از نسوج ِ ملتهب است
زززینگ! رستاخیز!
یکبار قایقی تمام چوبی بود
خالی از هستی، بی هیچ شورآبهای در آن پائین
نیازمند کمی رنگ، چیزی بیش از مشتی تخته پاره نبود
اما تو آن را برافراشتی، برپایاش کردی
آن زن، انتخاب شده
اعصابام آرام میشود
آن را مثل صدای سازها میشنوم
وقتی همهجا ساکت بود
طبلها (رشتهی اعصابام) لاعلاج مینواختند.
تو این کار اصیل نبوغ آسا را کردهای
عزیزم!
آهنگساز، گام در آتش نهاده است!

Anne Sexton
1974 - 192۸
پی نوشت : ... و سیر اندوهبار زوال ...
برگردان : پگاه احمدی
C.K.Williams / 1936 – present

سی . کی . ویلیامز ، از مطرح ترین شاعران دهه های اخیرِ آمریکا و برنده ی شماری از معتبرترین جوایز ادبی جهان است . از جمله جایزۀ پولیتزر در سال 2000 * و جایزۀ ملی کتاب آمریکا در سال 2003 ( برای بهترین مجموعه شعر سال آمریکا ) . از سایر آثار او ، این عناوین قابل اشاره است :
- شب – بیداری 1997
- گوشت و خون – 1987
- از غفلت - 1997
- من اسم تلخی هستم – 1992
- دروغ ها – 1999
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
* برای مجموعه شعر Repair , 1999
مگس
تلخ ... تلخ تر از چیزی که توی ذهنت بود
چطور تصور می شد ؟ هوم ؟ چطور ؟
از دستمال گردنم ؟ یا صدای ویز ویز ِ پشت تریبون ؟
برای اوت ِ 1960 است ، هوم ؟ لعنتی !
برای قوزم که نیست ؟ هست ؟
چقدر تظاهر کرده ای که نان ات را
همیشه بدون مربا وُ تلخ ، پایین می دهی
تو را نمی بینم
از بس به پشت کت ام چسبیده ای نمی بینم
شبیه یک مگس ، که می خواهد
پایش را از موم ِ تلخ ِ چسبناکی نجات دهد
اما تو عاشق مربایی !
تو تلخ پرست ِ فاحشه ! تو ! عاشق مربایی ! مارمالاد وَ نان ِشیرین
حالا ، تمام – پَر ، به کتم چسبیده ای
به تلخی کت ام که دارد
از پشت سر ، خفه ات می کند !
من هرگز تو را ندیده ام ، آیا می دانسته ای ؟
هرگز تو را ...
اما
پشت سرم ،
همیشه عشق مگس ها ،
با مرگ تلخ شان ، بر دوش ام بوده است
اما تو ! تلخ پرست ِ فاحشه ! گفتی :
"من : همیشه قهوۀ برزیلی ، سیاه ، تلخ و مطلقا بدون شکر ! "
اما تو عاشق مربا بودی
عاشق مربا !
عاشق چسبیدن به کت من از پشت سر
تو
قاتل خودت بودی .
برگردان : پگاه احمدی
