تبليغاتX
pegahahmadi
white

 

 

امسال  

 میان ِ درخت خشک گیلاس

خیلی بیشتر آسمان

 

 

با آرزوی گشایش ، بهبودی و شفا برای همه ی رنج دیدگان و بیماران ،

امکان بهره مندی از شادمانی ، نشاط  و آرامش برای همه

فراهم آمدن فرصت هایی  برای پاکسازی درون و برون ،

با اطمینان به روشنی ِ روزهایی که خواهد آمد ،

در آستانه ی سال نو ، برای همگی مان

لحظه هایی سرشار از

شادی ، عشق ، خلاقیت ، عافیت و رضایت از خویشتن را آرزو می کنم .

  

 

 

 

در پناه نور و رستگاری باشید ،

با مهر و تبریک ِ نوروز 1388

 

پگاه احمدی

 

پی نوشت :

 

دوستان و مهربانان ، با تشکر از ایمیل های محبت آمیزتان

به خدا !!! رمان " دریا " که اخیرا توسط نشر البرز

به چاپ رسیده و نویسنده ی آن خانمی به نام پگاه احمدی

است ، من نیستم و این صرفا یک تشابه اسمی ست !

کما اینکه در شناسنامه ی کتاب هم تاریخ تولد این نویسنده ۱۳۶۳ قید شده است .

با آرزوی اینکه در سال نو ، شاهد تشابه های اسمی ِ دردسر آفرین نباشیم (:

 

شعر امروز - دوم فروردین ۸۸    

 

با دست های نابینا

روی سرم شمعی روشن کرده ام

تا بهتر ببینم ات

" شیوا " ی سیاه

مدیترانه ای که به قلبم سپرده ام

از آب ، عاشق تر است

اما ...

غرق ام نکن !

همین .

 

نوشته شده توسط pegahahmadi در ساعت 1:46 | لینک 

 

 

در نورگیر ِ دو لیوان ،

دنیا ، صبحانه ای ست

که به زیبایی ِ تو خیره مانده است

 

 

پی نوشت :

 

نشریه ی الکترونیکی ِ امضا ویژه ی نوروز ۸۸ منتشر شد :

http://emzaa.ir/news.php

نشریه ی الکترونیکی ِ جن و پری ویژه ی نوروز ۸۸ منتشر شد :

http://www.jenopari.com

 

 

نوشته شده توسط pegahahmadi در ساعت 18:49 | لینک 

 

 

متن سخنرانی ِ  19 اسفند 87 در گرامیداشت روز جهانی زن

 

تاملی بر رویکردهای فمینیستی در ادبیات

 

 

 

ای دل ِ غمین برخیز ، کن ثنای آزادی

تا زنی همی جولان ، در فضای آزادی

هان غمین نباید بود ، در کشاکش دوران

خون ِ دل بباید داد ، در بهای آزادی

 

مهرتاج رخشان از زنان پیشگام شعر مشروطه

 

در این کشور چرا ناقص بود آزادی ِ نسوان

اروپا گوی آزادی زنان بردند از میدان

شود از نور ِ خورشید ِ تمدن ، بهره ور گیتی

چرا در ظلمت ِ قرن ِ توحش ، باقی است ایران ؟

 

بدری تندری ( متخلص به فانی ) ایضا از زنان پشگام شعر مشروطه

 

 

پاسخ به " چرا " ی تاریخی این پرسش ، پاسخ به ضرورت ِ همه ی برابر خواهی ها و مطالبات انسانی ای است که روز جهانی زن ، با امید به تحقق آن ها ، گرامی داشته می شود .صرف نظر از گره ها و پاره ای مسائل بنیادین ِ تاریخی – اجتماعی – فرهنگی و سلطه ی سیاسی - اجتماعی ِ نهادهای قدرت در طی ادوار ِ گوناگون ، ویرجینیا ولف به درستی اشاره می کند که پیش از هر نهاد اقتدار گرایی ، زنان به مثابه ی یک آیینه بازتاب تصویر دلخواه مردان هستند و خودشان نیز در این قربانی شدن ِ خانگی و حرفه ای با مردان همدستی می کنند . چنانکه به عنوان یک پژوهشگر ِ شعر زنان ، قویا معتقدم که شعر امروز زنان در ایران ،با وجود بهره مندی از خلاقیت ها و نوآوری های بدیع و بی شمار ، با تاسف ، به لحاظ ِ رویکردهای فعال ، نقادانه و کنشمند ، نسبت به حیات سیاسی – اجتماعی اش ، شعری به غایت منفعل و بی اعتناست . گویی شعر برای زن شاعر امروز، صرفا ماهیتی بزکی ، شخصی و در حد اعلای خود صنعت ورزانه ، تجریدی و منتزع از واقعیت های پیرامون دارد . رویکرد محافظه کار ، عافیت جو ، کناره گیر و شاید با تخفیف بتوان گفت " در لفافه ی " این شعر ، هیچ اقتران و تجانسی با آنچه اجحاف ، تبعیض و نابرابری که بر زنان می رود ، ندارد . عصیان در شعر جوان تر ِ زن امروز ، به استفاده از کلامی رکیک ، مستهجن و بیمارگونه می انجامد و  چنان بی تعقل و حماقت بار  ، آلت دست ِ تئوریسین های فرهنگی می شود که نه تنها مخالفت و چالشی رابرنمی انگیزد ، بلکه به عنوان " آوانگاردیسم " و " اعمال جسارت " ، از سوی نهادهای خودی و غیر خودی ، به نرمی ، مورد ترویج و تبلیغ نیز قرار می گیرد ، هرچند که به ظاهر ، پوسته ای از " تابو " و مخالفت های عرفی و هنجاری را نیز ، رویا روی خود دارد .گویا ، انتلکتو الیسم ِ شعر زن ، تنها در عرصه ی " هرزه نگاری " و  عصیان " علفی _ تنانه " رشد و نمو می کند که اینچنین نسبت به پیشینه های مسوول ، متعقل و نقاد خود در شعر ، دچار نسیان و فراموشی است .

در شرایطی که بسیاری از نهادهای مسوول در عرصه ی مطالبات زنان ، درگیر دغدغه ها و تلاش هایی موثر در این زمینه اند ، شعر زن  امروز ، هیچ نشانی از هم پیمایی و مشارکت در این مهم را با خود ندارد .

با امید نو اندیشی ، بازنگری و نو زایی شاعران زن در شعر امروز ایران .

فمینیسم چه در حوزه ی فیلولوژی ( لغت شناسی ) ، چه به عنوان مقوله ای سیاسی – اجتماعی –فرهنگی که به تبع آن ، خواستار پدید آمدن نوعی نگاه دیگر به هنر و ادبیات نیز شد ، مبحث فراگیر و گسترده ای است . به عنوان نمونه ، جامعه شناسی فمینیستی ، نظریه های رایج مرد محور درباره ی طبقات اجتماعی ِ زنان ، فعالیت های اجتماعی ِ زنان ، دیدگاه های جامعه شناختی گوناگون درباره ی نظام خانواده ، مادرشدن و مادری کردن ، مسئله ی جنسیت به طور عام ، زنان و نابرابری های جنسیتی ، زن ، اشتغال و درآمد زایی ، بازار کار دوگانه ، جرایم علیه زنان ، زنان بزهکار و تحلیل آسیب شناختی آن ، تخصص و مدیریت ها ، نظریات فمینیست های لیبرال ، فمینیست های رادیکال ، مارکسیست ، سوسیالیست ، فمینیست های سیاه پوست و ... ، همه و همه در این خصوص می تواند مورد تحلیل و بررسی قرار بگیرد . لذا توجه این نوشتار ، بیشتر معطوف به پاره ای از رویکردهای ذهنی – زبانی ِ شاعران زن در     حوزه ی شعر فارسی است که بویژه در گرایشات اخیر نوشتاری ، می تواند بر پاره ای از تعاریف و طبقه بندی های فمینیستی منطبق باشد و ار برخی جهات نیز مورد آسیب شناسی قرار بگیرد اما مقدمتا فمینیسم در ابتدایی ترین شکل خود ، در تقابل با مرد محوری کلاسیک ارسطویی قرار می گیرد . آن جایی که ارسطو می گوید : مونث به دلیل فقدان پاره خصوصیات ، مونث است . جلوتر که می آییم در تقابل با مرد محوری نیچه ای قرار می گیرد . در آثار نیچه با توجه به سه تعبیر ِ " زن ِ اخته ، زن ِ اخته کننده و زن تایید گر " با سه نوع خواست مردانه روبه رو هستیم :

خواست ِ حقیقت ، خواست ِ توهم و خواست ِ قدرت .

زن ِ اخته ، طبیعتا نمی تواند منشاء آفرینش باشد . زن اخته کننده به نوعی همسان سازی ِ جنسیتی در جهت جبران اخته گی خود می اندیشد . زن ِ تائید گر نیز به خدمت خواست قدرت در می آید به تعبیری ، نقش مادری در معنای عام ، یعنی خواست خستگی ناپذیر ِ زایش زندگی که همان خواست ِ قدرت است . ( بازیافتی از کتاب هیچ ِِ انگار تمام عیار، مقدمه ای بر اندیشه ی سیاسی ِ نیچه ) .و اما می رسیم به نگره های شماری از فمینیست های متقدم و متاخر. موج اول نقد فمینیستی با نوشته های سیمون دوبووار و ویرجینیا ولف آغاز می شود . بعدتر نقادانی مثل مری ایگلتون ، عنوان می کنند آنچه که بعدها در بوطیقای فمینیسم مطرح شد ، متاثر از مباحث بنیادینی بود که ولف مطرح کرد به ویژه در " کتابی از آن ِ خود " که در آن ، بافت تاریخی و اجتماعی تولید ادبی زنان را مورد بررسی قرار می دهد ، هرچه که در اثر بعدی اش " سه گینی " فمینیست بودن را انکار می کند اما در هر دو کتاب ، طرح های فمینیستی را مطرح می کند . از تقاضای مستمری برای زنان و اصلاح قانون طلاق گرفته تا پیشنهاد برای احداث دانشکده و تاسیس یک روزنامه برای زنان که یاد آور تلاش های زنان ایرانی در نهضت مشروطه برای احقاق حقوقی مشابه است . به عنوان نمونه می توان به نام " شهناز آزاد " سردبیر و صاحب امتیاز  مجله ی" نامه ی بانوان " اشاره کرد که با کمک همسرش ابولقاسم آزاد مراغه ای این نشریه را منتشر می کرد و به جرم ِ پیشوایی زنان ، زندانی و تبعید شد . ( به نقل از زنان روزنامه نگار و اندیشمند ایران ، پری شیخ الاسلامی ، 1351 ، ص۱۰۱) . همچنین اولین مجله ی     زنان " دانش " نام داشت که در سال 1328 ه . ق توسط خانم  آقای دکتر کحال زاده منتشر می شد و به اخلاق و عادات زنان برای بیداری توده ی نسوان می پرداخت . " شکوفه " روزنامه ی دیگری بود که توسط خانم مزین السلطنه در 1331 ه .ق به چاپ می رسید و از همه مشهور تر " زبان ِ زنان " بود که توسط  بانو صدیقه ی دولت آبادی در 1331 ه . ق در اصفهان منتشر شد . در همین ارتباط روزنامه ها و نشریاتی از قبیل " جهان نسوان " ، " وطن خواه " ، مجله ی نسوان " ، مجله ی سعادت " ،" نسوان شرق " و " دختران ایران " نیز قابل اشاره است  . افزون بر این عناوین ، فخر عادل خلعتبری یا ( فخری ارغون ) – از شاعران معترض مشروطه خواه و مادر بانوی گرامی شعر _ سیمین بهبهانی _ در سال های 1308 – 1304 عضو " جامعه ی نسوان وطن خواه " بود و از سال 1311 شمسی سردبیری روزنامه ای به نام " آینده ی ایران " را به عهده داشت .  فخری ارغون در سال 1314 دست به انتشار روزنامه ی" نامه ی بانوان " زد . او همچنین از اعضای فعال " کانون بانوان " بود که به فعالیت در زمینه ی احقاق حقوق مدنی بانوان می پرداخت .

و اما ............... در ادامه ی بحث آغازین ولف اشاره می کند که زنان به مثابه ی یک آیینه بازتاب تصویر دلخواه مردان هستند و خودشان نیز در این قربانی شدن ِ خانگی و حرفه ای با مردان همدستی می کنند .  در کتاب های ولف ، نقد سیستم پدرسالار و تفکیک جنسی ِ اولیه که از درون خانواده آغاز می شود ، مورد تحلیل قرار می گیرد . نوع ایرانیزه و وطنی این اندیشه و احقاق هویت از سوی زنان را همان طور که پیش تر هم اشاره شد ، باید در نهضت مشروطه جست و جو کنیم . دوره ای که در آن نخستین قشر از زنان تحصیلکرده ی ایرانی پا به عرصه گذاردند و به رغم دگم ها و مخالفت های ریشه دار اجتماعی ، به فعالیت های اجتماعی روی آوردند و به تصدی پست هایی مثل سردبیری مطبوعه ها ، تصدی مکتب خانه ها ، کتابخانه ها و حتی مبارزات مسلحانه اقدام کردند در بحث نوشتار زنانه هم به ویژه در شعر ، در این دوره ، با نوع متفاوت و جسورانه ای از بیان اجتماعی – انتقادی ِ زن ایرانی مواجه می شویم . ( برای اطلاع بیشتر ر. ک : شعر زن از آغاز تا امروز ، پگاه احمدی ، نشر چشمه ، 1384 )اما فمینیسم موج دوم در غرب ، محصوب جنبش های آزادی خواهانه ی زنان از اواسط تا اواخر دهه ی 1960 میلادی است . کانون توجه آن هم عمدتا تحلیل تفاوت های جنسیتی است . در کتاب " فرهنگ اندیشه ی انتقادی از روشنگری تا پسامدرنیته " ذیل " نقادی فمینیستی " می خوانیم که "نقادی فمینیستی عمدتا حاصل جنبش فمینیستی مدرن در دهه های شصت و هفتاد این قرن بوده است " اما از مهم ترین فمینیست های متاخر مغرب زمین می توان به ژولیا کریستوا ، اِلن سیکسو ، لوس ایریگاری اشاره کرد که بویژه ایریگاری و سیکسو ، بحث نوشتار زنانه را به معنای نوشتاری که بیرون از ساختارهای پدرسالارانه ی واقع در فرهنگ عمل می کرد ، پیش کشیدند . سیکسو (1975 ) در عین حال که این نوشتار را تا حدودی به منزله ی امکان زیست شناسانه ی زنان و موقعیت مادری در نظر می گرفت ، معتقد بود که این نوشتاری است که هم زنان و هم مردان می توانند آن را خلق کنند ، اما ایریگاری ( 1974 ) – تاثر گذارترین نظریه پرداز نقادی فمینیستی آمریکایی در اواخر دهه ی هفتاد ، ضمن نفی این دیدگاه تاکید داشت که این نوشتار سیال و خلاقه ، برآمده از جسم زن و محصول ارگانیزمی کاملا زنانه است . بازتاب این نگره ها را می توان به صورت کارگاهی مورد بررسی قرار داد . در شعرهای شاعران زن ایرانی ، به ویژه در در یکی دو دهه ی اخیر ، با رویکردهای جدیدی در این زمینه رو به رو شده ایم . رویکردهایی مانند نقادی حضور " مادر- تاریخ " به مثابه ی الگوی قدرتمند و استقرار یافته ی کلاسیک و سنت مدارِ زن . نقادی تاثیرات ارگانیسم مونث بر ذهنیت زن مولف ، که در عین حال با مسئله ی جنسیت و مقوله هایی نظیر مادری ، همسری و نقش های گوناگون زنانه در جامعه در گیر است و نسبت به پیشینه ی تاریخی ِ خود دچار تشکیک و بحران هویت است . این امر، نوشتار زنانه را ناخودآگاه به سمت ستیهندگی ِ زبانی و طنزآمیزی ، معطوف می کند و نوع تازه ای از نوشتار زنانه را پی می ریزد . با رجوع به نمونه های وطنی ، به ویژه در شعر شاعران جوانی که اخیرتر به عرصه آمده اند ، با تلقی ها و دریافت های زیستی ِ جدیدی مواجه می شویم که محصول طبیعی سیر تحولات تاریخی شعر شاعران زن ایرانی و نقادی تجربی این روند است . گاه این دریافت های نو حتی در نام گذاری ِ شماری از کتاب های شعر نیز مشهود است . مانند کتاب " این متن به من تحمیل شده است " سروده ی آرزو موسی نژاد ، چاپ ِ مشهد . نام شعر : فراموش شده :

 

آنقدر گرفته ای

که دیگر بس است

با این پاهای بلاتکلیف هم

بیراهه ای را فتح نمی کنی

چشم هایم را

به زور آب ، بالا می کشی

دست هایم را

دور گردنت حلقه می کنی

من ، راه خوبی برای خودکشی ِ تو

نیستم .

 

با تامل بر این پاره ی کوتاه ، درمی یابیم که مولف در این شعر ، فاعل و کنش گر است . تعیین کننده اوست ، حکم دهنده هم اوست . نوعی اِعمال توانمندی ِ زنانه در برهم زدن سنت ِ رابطه ی فاعل و مفعولی در شعر حس می شود . ( مقایسه ی تطبیقی این شعر و یا شعرهای مشابه دیگر با سروده های شاعران دهه های پیش ، بی گمان ، مجال وسیع تری را می طلبد ) اما آن چه مسلم است ، دراین نوع نوشتار، از بیان رمانتیک و منفعل شعر زن ، در دهه های گذشته خبری نیست .اساسا در نوشتار زنانه ، به ویژه شعر زنان که بیشتر مورد تاکید این قلم است ، همواره با دو نوع نگاه روبه رو بوده ایم . نوع اول نگاهی انفعالی نسبت به زن و هستی زنانه است که عمدتا نگاهی پذیرا ، شیفته وار و نسبت به خویشتن ِ خویش گنهکار پندار بوده است . بسیاری از آثار ادبی زنان ،محصول این نوع نگاه است . اما نوع دوم ، نگاهی کنش مند ، افراطی ، ستیزه جو و منتقم بوده است . به عنوان نمونه ، شعری از غاده السمان شاعر زن پرآوازه ی عرب را بازخوانی می کنیم :

 

چیزی مسخره

در دوستی ماست

از من می خواهی که جامه ی کریستین دیور بر تن کنم

و خود را به عطر شاهزاده ی موناکو

عصر آگین سازم

و دایره المعارف بریتانیکا را

حفظ کنم

به موسیقی یوهان برامز

گوش فرا دهم

به شرط این که

همانند مادربزرگم بیندیشم

از من می خواهی که پژوهشگری چون

مادام کوری باشم

چون مادونا

و رقاصه ای دیوانه در شب سال نو

چون لوکریس بورگیا

هم بدین شرط

که حجابم را همچون عمه ام حفظ کنم

و زنی عارف باشم

چون رابعه ی عدویه

اما فراموش کردی

به من بگویی چگونه !

 

( زنی عاشق در میان دوات ، ترجمه ی عبدالحسین فرزاد ، ص 60- 59 )

 

در نگاه نوع اول ، هدف نوشتار زنانه ، عمدتا جلب حس ترحم و نیز تهییج ِ مذکر است که عمدتا نیز به حمایت نهاد مرد محور ِ ادبیات از چنین نوشتاری می انجامد . نوع دوم ، همچنان که به آن پرداخته شد ، نگاهی هستی شناسانه ، رشد یافته و مستقل را به نمایش می گذارد . شعرهای ویسواوا شیمبورسکا – شاعر زن لهستانی – از بهترین نمونه های چنین دریافتی است . در نوشتار زنانه ی متعالی ، تلقی و نگاه مولف ، از تنگناهای  یک زن ، یک مرد ، یک ایماژ ، یک تراژدی به حیطه ی یک انسان ، یک پرسش ، یک جهان ، یک اثر اعتلا می یابد . از نمونه های وطنی در این زمینه می توان به شعرهای بانو سیمین بهبهانی ، شعرهای آغازین طاهره صفارزاده به ویژه در دو کتاب طنین در دلتا و سفر پنجم و نیز پاره ای از سروده های فرشته ساری و خاطره حجازی به ویژه در دهه ی شصت اشاره کرد . در زمینه ی ادبیات داستانی هم با این تلقی های دوگانه رو به رو هستیم گاه با یک نگاه شیفته وار و دوراسی و گاه با نگاهی از جنس نگاه نویسندگانی  چون  ناتالی ساروت و از متاخرترها مثلا  لیدی سالور . اما در موج فرانوی شعر امروز ِ مغرب زمین ، سوای این دو نگاه با یک نگاه پوچ انگار ، متشتت و بی سویه نیز روبه رو هستیم که به تعبیری محصول فروریختن و ناکام ماندن بنیان های ایدئولوژیکی سده ی اخیر است . این نگاه ، حتی در تقابل با خود مقوله ی فمینیسم به عنوان ِ مقوله ای ناکام مانده و پس ِ پشت گذارده شده نیز قرار می گیرد . در شعر شاعران زن موج نوی فرانسه ، سوئد ، ایتالیا ، انگلستان و آمریکای لاتین ، با رویکردهایی در شعر مواجه می شویم که نظم منطقی زبان ، فرم ، مضمون و ساختار را کاملا درهم می ریزد و نوعی  بی سامانی ِ محتوایی و فرمی را بازتاب می دهد که این امر، خود می تواند حاکی از نوعی سرریزشدن ، عصیان و ستیهیدن با بنیان های فکری متداول ، از جمله خود ِ مقوله ی نوشتار زنانه باشد . همان چیزی که به تعبیر ساروت " نمایش ِعصر بدگمانی " است .

 

نوشته شده توسط pegahahmadi در ساعت 20:12 | لینک 

 

 

شطح ِ نور

 

 

نوری که چند پَر ، لیموست  

خرابه های بعلبک  

وَ رود ِ بی سنگی / که بُرده ایم بشوییم  

وَ اینکه مقبره هامان  پُر از درخت ِ خرمالوست 

وَ اینکه روی پارچه ام ، زندگی می آید / می رود

وَ اینکه من اگر تکان بخورَم  

کهربای گلویت خواهد شکافت  

    تا روی " آب " ،  

آب ، یاد بگیری ! 

 

فردا ،  

ساعت به خطّ ِ سُریانی ست 

  وَ من برای این مکتوب ،  

از قوس ِ برَهمنی ِ آفتاب  

خواهم گذشت

 

 

۲۰ اسفند ۸۷

 

نوشته شده توسط pegahahmadi در ساعت 3:26 | لینک 

 

 

در شادمانی ِ زنی که منم !

 

http://www.ketabeshear.com/march09/pegah_ahmadi.htm

 

 

پی نوشت :

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

" جن و پری "

ویژه ی نوروز ۸۸ منتشر شد :

www.jenopari.com

 

 

نوشته شده توسط pegahahmadi در ساعت 12:30 | لینک 

 

 

بازنگاشت ِ زن ِ شاعر در تاریخ

 

تاملی بر " شعر امروز ، زن امروز " 

علی باباچاهی 

ناشر : ویستار

 

 

در چندسال اخیر، با توجه به رویکرد گستردۀ زنان ایرانی به سرایش شعر، تدوین و تالیف پژوهشنامه ها و آنتولوژی هایی در این زمینه ، مطمح نظر صاحب نظران و پژوهشگران ِ این حوزه قرار گرفته است . با این همه ، تعداد آنتولوژی های موجود و البته قابل اعتنا ، نسبت به کمیت ِ مجموعه های شعر، بسیارناچیز است . بویژه ، سبک ها و نحله های گوناگون شعر امروز و ویژگی های متفاوت این نحله ها ، خود ، نیازمند تدقیق و پژوهش هایی گسترده و مجزاست . تحقیق های مختلف ِ آنتولوژیک دربارۀ  موضوعی واحد نظیر " شعر زنان " بدون شک ، آنتولوژی ها را با تشابهات ، وجوه اشتراک و وجوه افتراق ، مواجه می کند . وجوه اشتراک ، عمدتا ناظر به تاریخ ، شواهد ، اسناد ، تذکره ها و مآخذی ست که طبیعتا ، به شکلی مشترک ، مورد استفادۀ اهل فن قرار می گیرد . به عنوان نمونه بعید به نظر می رسد که پژوهنده ای ، در بررسی ها و جست و جوهای خود پیرامون شعر زنان پارسی گو ، مجموعۀ سه جلدی " زنان سخنور ِ علی اکبر مشیر سلیمی " را مورد توجه و تورق قرار ندهد . اما وجوه ِ افتراق که به تعبیری می تواند ، محل تمایز و تفاوت یک آنتولوژی باشد ، نگره ها ، تحلیل ها و تلقی های شخصی ِ پژوهشگر در بررسی های دورانی – تطبیقی ِ شعر است . این تلقی ها و خوانش های فردی ،با حساسیت و زیبایی شناسی ِ ویژۀ پژوهشگر در ارتباطی تام و تمام است .

" شعر امروز ، زن امروز " – اثر پژوهشی علی باباچاهی در مورد شعر زنان پارسی سرای ایرانی -  به چندین دلیل روشن ، اثر جامع و قابل استنادی ست :

۱- گستردگی ِ منابع و مآخذ ِ مورد استناد ِ مولف کتاب و شرح تحلیل ها و مواضع فردی و تجربی ِ مولف در حاشیۀ نقل قول ها و مستندات  تاریخی .

۲ –  استناد به شاهد مثال ها و نمونه های مشخص و مرتبط ذیل هر یک از مدخل های مورد بررسی 

۳ – شرح و بررسی تطبیقی ِ پیش زمینه های سیاسی – اجتماعی ِ پدید آمدن ادوار شعری و اشعار گوناگون در دوره های مختلف تاریخی

4 -  ارائۀ تحلیل ها و استنتاج های شخصی با عنوان بندی هایی چون " متعارف نویسان ( شاعران اقناعی ) غیر متعارف نویسان ( شاعران استفهامی ) ، شعر اعترافی – ایضاحی ، شعر اقناعی – تصویری و مواردی از این دست با توجیهات و تعاریف مستدل . 

۵ – تلاش در جهت جامع بودن نسبی ِ فهرست اسامی ِ شاعران جدی و مورد اعتنا

بخش آغازین " شعر امروز ، زن امروز " به بررسی و معرفی شعر زنان پارسی گو از آغاز یعنی از رابعه بنت کعب ، تا زبیده ، مهستی گنجه ای ، جهان ملک خاتون ، برخی از شاعران سدۀ دهم و یازدهم هجری نظیر جمیله اصفهانی ، دلارام ، ضعیفی سمرقندی و سپس شاعران و جریده نویسان عصر مشروطه نظیر جنت ، مهرتاج رخشان ، بدری تندری ( متخلص به فانی ) ،فخری ارغون ، مستوره ، نیم تاج سلماسی و سپس شاعران پس از مشروطیت و در راس آن ها پروین اعتصامی می پردازد .

در بخش سوم کتاب با مرور وقایع اجتماعی ِ مقارن با کودتای 28 مرداد 1332 و پس از آن روبه رو هستیم . مولف ، در ادامه با عنوان بندی هایی چون " شعر آرمانگرا " ، " اسطوره سازی " و " طنز اجتماعی " به سراغ ویژگی های شعری در دهه های 40 و 50 شمسی می رود و شعر زن را با تشریح ماهیت اسطوره ساز و آرمانگرای شعر فروغ فرخزاد پی می گیرد و پس از آن رفته رفته ، عرصه های متاخر شعر زن در چند دهۀ اخیر را مورد مداقه و بررسی قرار می دهد . با این مقدمه و به دلیل پرهیز از تکرار ، عمدتا بر بخش اخیر تمرکز می کنم :

باباچاهی در صفحۀ 171 از دیباچۀ کتاب چنین می نویسد :

" می دانیم که سلطۀ مردان بر سخن ، شعر زنان را در درون حقیقتی مذکر اسیر کرده است . از طرفی زنان نویسنده از این دیدگاه نتیجه می گیرند که به جای آن که صرفا به کنام سخن زنانه عقب نشینی کنند ، به اعتراض علیه کنترل زنان توسط مردان برخیزند و این نکته را هم باید درنظر گرفت که " خصوصیات زنانۀ کسب شده از طریق فرهنگ را طبیعی قلمداد کردن " نیز امر نادرستی است " باباچاهی در ادامۀ این مقوله در صفحۀ 174 این مجموعه ، به بحث پیرامون [ نقش مندی ِ مادرانۀ زنان – زبان شعر ] می پردازد : و چنین می نویسد : " آیا مادرانگی در حوزۀ زیست شناسی قابل تعریف است یا بر مبناهایی دیگر مثلا فرهنگی – اجتماعی نیز قابل درنگ است ؟ آیا سرنوشت مقدر مادران است که وظیفه یا تعهد لالایی خواندن را به آنان سپرده است یا ... ؟ " و ادامه می دهد : " در عرصۀ شعر اقناعی ، مادرانگی این گونه بروز می کند : لالایی ات می کنم / روی دو پایم که گهوارۀ خالی شد / گیسم را به جای تو از ته می تراشم / تا شبی بیرون بیایی از لباس سربازی ات " ( روجا چمنکار – سنگ های نُه ماهه ، ص 29 )  در تایید و تکمیل ِ سخن باباچاهی ، بد نیست به نظر هلن سیکسو اشاره کرد که این نوع از نوشتار را تا حدودی به منزلۀ امکان زیست شناسانۀ زنان و موقعیت مادری در نظر می گیرد . سیکسو معتقد است که هم زنان و هم مردان می توانند چنین نوشتاری را خلق کنند این درحالی ست که لوس ایریگاری – تاثیرگذارترین نظریه پرداز نقادی فمینیستی در اواخر دهۀ 70 میلادی ، ضمن نفی این دیدگاه بر این نکته تاکید می کند که این نوشتار سیال و خلاقه ، برآمده از جسم زن و محصول ارگانیسمی کاملا زنانه است . بازتاب این نگره ها را می توان به صورت کارگاهی مورد بررسی قرار داد . در شعرهای شاعران زن ایرانی ، به ویژه در در یکی دو دهه ی اخیر ، با رویکردهای جدیدی در این زمینه رو به رو شده ایم . رویکردهایی مانند نقادی حضور " مادر- تاریخ " به مثابه ی الگوی قدرتمند و استقرار یافتۀ کلاسیک و سنت مدار زن و نیز نقادی تاثیرات ارگانیسم مونث بر ذهنیت مولفی که در عین حال با مسئلۀ جنسیت و مقوله هایی نظیر مادری ، همسری و نقش های گوناگون زنانه در جامعه درگیر و نسبت به پیشینۀ تاریخی ِ خود دچار تشکیک و بحران هویت است . این امر، نوشتار زنانه را ناخودآگاه به سمت ستیهندگی ِ زبانی و طنزآمیزی معطوف می کند و نوع تازه ای از نوشتار زنانه را پی می ریزد . با رجوع به نمونه های شعری شاعران جوانی که اخیرتر به عرصه آمده اند ، با تلقی ها و دریافت های زیستی ِ جدیدی مواجه می شویم که محصول ناگزیر سیر تحولات تاریخی شعر شاعران زن ایرانی و نقادی تجربی ِ این روند است . گاه این دریافت های نو حتی در نام گذاری ِ شماری از کتاب های شعر نیز مشهود است . مانند کتاب ِ " این متن به من تحمیل شده است " ( سروده ی آرزو موسی نژاد ، چاپ ِ مشهد ) . 

باباچاهی در صفحۀ 162 کتاب ، در توضیح و معرفی شعر اقناعی چنین شرح می دهد : " شعر اقناعی ( شعر متعارف – غیرمتعارف ) از توضیح و تشریح و اصولا از شعر اعترافی ( شعر متعارف ) فاصله ای زیبایی شناختی می گیرد و با ذهن و زبانی تازه تر به ایجاد رابطه ی نسبتا عمیق تری با مخاطب فکر می کند . راز ماندگاری شعر اقناعی در گرو مضامین مهم نیست . سرشاری جنون یا جنون سرشاری را هم انکار نمی کند ... ( و ادامه می دهد ) شعر اقناعی در مقایسه با شعر اعترافی ، سطح توقع هنری مخاطب را کمی بالاتر می برد و پیش فرض های ایدئولوژیکی و یا غیر ایدئولوژیکی را تا حدی بی اعتبار می کند و او را به نوعی بصیرت و فرزانگی در زمینۀ کارکردهای زبان و ... پیوند می دهد " .

حال این پرسش پیش می آید که آیا آقای باباچاهی شعر اعترافی ( confessional ) را با شعر متعارف معادل و برابر گرفته اند که بعید می دانم چنین باشد چون بی شک هر شعر متعارفی ، شعر اعترافی نیست و در غیر این صورت چرا شعر متعارف بعد از شعر اعترافی درون پرانتز قرار گرفته است ؟ آیا مقصود ، شعر اعترافی از نوع متعارف آن بوده است ؟ و آیا هر شناخت و " بصیرتی " لزوما راه به " فرزانگی "می برد ؟!

اگرچه همواره نوشته های باباچاهی با نوعی دقت نظر ویژه همراه بوده است ، اما در برخی از بندهای این نوشتار ، ظاهرا تشریح پاره ای کلیات ، بر شرح و تبیین ِ دقیق ِ جزئیات می چربد . به عنوان نمونه در صفحۀ 163 کتاب  چینن می خوانیم : " تمایز این شعر [ شعر اقناعی ] با شعرهای رایج ( اعترافی – ایضاحی ) در کارکردهای زبانی آن نیست بلکه در نوعی هنجارشکنی نه چندان غیر منتظره ای است که کسالت آمیزی غالب بر برخی از نوشته جات معاصر و موجود را جبران می کند . "

مقصود از " نوعی هنجارشکنی ِ نه چندان غیر منتظره " چیست ؟ آیا مولف ،پیش تر ، تعریف مشخصی از " منتظره " ارائه داده است ؟! و یا عبارت  کلی " کسالت آمیزی " دقیقا به کدام نوع از کارکردهای ذهنی – زبانی و اساسا به چه شعری قابل اطلاق است ؟

البته نباید نادیده انگاشت که عباراتی از این دست ، در تالیف باباچاهی اندک ، به چشم می خورد ، هرچند که متن کتاب به لحاظ ویرایشی ، می توانست متن شیواتری باشد .

باباچاهی به درستی اشاره می کند که : " شعر امروز به درک و دریافت های زیبایی شناختی و به نوعی روانکاوی و مکالمه با درون نزدیک شده است . خواننده اما غالبا به دلایل سیاسی ، همچنان دربند طاق و ایوان معناهای نویدبخش است . شعر در دهۀ 40 غالبا به " چه گفتن " توجه بیشتری داشت در این دو دهه اما [ دهۀ 60 و 70 ] به ارزش " چگونه گفتن " ... و به تمهیداتی که آن را به شعریت ِ شعر و نه غیر شعر نزدیک می کند ، پی برده است ... " ( ص 162 )  و با توضیحاتی افزون تر ، در ادامۀ این بحث ، به شرح چیستی ِ دیگرگونۀ شعر امروز و تفاوت های ماهوی ِ آن با شعر دیروز ( در یک بازۀ زمانی چند دهه ای ) می پردازد . چنانکه در بخش نمونه آثار نیز ، اشعار متفاوت و مختلفی از شاعران زن فعال و مطرح چند دهۀ اخیز ، ارائه شده است که قابل تامل و بازخوانی ست .

تلاش جامع علی باباچاهی را در تدوین این مجموعه ، ارج می نهم و به سهم خود ، مطالعۀ آن را به همۀ علاقمندان به شعر امروز پیشنهاد می کنم .

 

 

نوشته شده توسط pegahahmadi در ساعت 11:55 | لینک 

 

 

با آرزوی لحظه هایی دلخواه برای همه ی دوستان و مخاطبان این وبلاگ

بویژه با آرزوی بهبودی برای عزیزمان شهرام شیدایی

فعالیت این وبلاگ به دلیل سفر ، مدتی متوقف خواهد بود .

به امید ادامه ای زودهنگام

 

پگاه احمدی

 ۵ اسفند ۸۷

 

 

نوشته شده توسط pegahahmadi در ساعت 0:58 | لینک 

 

پیشنهاد برای خواندن :

نوشتاری از سپیده جدیری در اعتماد ملی

...این‌ها را همین‌طور دلی نمی‌نویسم، از شنیده‌ها و دیده‌هایم می‌نویسم و البته نمی‌خواهم با آن صراحتی که منتقدان سینما از بهرام بیضایی نام بردند، از پدرخوانده‌های بزرگوار شعرمان نام ببرم، فقط به این دلیل که مبادا با این کار از آن حدی که تا به امروز بادشان کرده‌اند، بادتر شوند. فراموش نکنیم که مسلماً نمی‌توان جایگاه آنها در ادبیات را با جایگاه بهرام بیضایی در هنر مقایسه کرد - که به نظر من اگر فیلم آخرش «وقتی همه خوابیم» را کنار بگذاریم، کارنامه درخشانی در سینما، تئاتر، فیلمنامه و نمایشنامه‌نویسی دارد...

...شعر امروز ما یک هوشنگ ایرانی کم دارد، یک «خروس‌جنگی بی‌مانند» که دلم می‌خواهد این یادداشت را مقدمه و فراخوانی برای «جسارت در صراحت به خرج دادن» قلمداد کند و به آن پاسخ گوید:

 

مقایسه کارکرد نقد در سینما و ادبیات

به نام پدر

http://etemademeli.com/1387/12/1/EtemaadMelli/864/Page/8

 

نوشته شده توسط pegahahmadi در ساعت 15:19 | لینک